تبليغاتX
از تهي سرشار جويبار لحظه ها جاريست

پیش دستی برای ولنتاین$$$تقدیم به قلب های همیشه تپیده$$$

 

 

                            

 

 

آن گاه كه در كنار مني دنيا جاي بهتري است و در نبود تو

 

تيره و تاريك است.

 

The world is a better place when you are near

 

Its miserable when you are far.

 

 

                        

 

 

                                 

                                                                                       

 

                               

 

 

لحظه ها  

لحظه‌هارو با تو بودن
در نگاه تو شكفتن

حس عشق رو در تو ديدن
مثل روياي تو خوابه

با تو رفتن
با تو موندن
مثل قصه تورو خوندن

تا هميشه تورو خواستن
مثل تشنگي آبه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم
اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم

اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

بي تو اما سرسپردن
بي تو و عشق تو بودن

تو غبار جاده موندن
بي تو خوب من محاله

بي تو حتي زنده بوندن
بي هدف نفس كشيدن

تا ابد تورو نديدن
واسه من رنج و عذابه

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم

اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم

اگه با من تو مي‌موندي
همه دنيارو مي‌بردم

توي آسمون عشقم
غير تو پرنده‌اي نيست

روي خاموشي لبهام
جز تو اسم ديگه‌اي نيست

توي قلب من عزيزم
هيچ كسي جايي نداره

دل عاشقم بجز تو
هيچ كسي رو دوست نداره

اگه چشمات من رو مي‌خواست
تو نگاه تو ميمردم

اگه دستات مال من بود
جون به دستات مي‌سپردم

اگه اسمم رو مي‌خوندي
ديگه از ياد نمي‌بردم

 

 

                               

  

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                        

 

 

                                 

                                                                                       

 

                               

 

 

 

 

 

                                              

 

 

  

 

 

                                             

 

                          

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آسمونتم مي تواني هميشه بارونو تو چشمام ببيني. زمين مال

 

زمين خوارها ،فضا مال فضا پيماها ، فقط تو مال من

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تو بهترینـــــــــــم
 

 

 

 

 

 

 

 

بلندى ديوار عشق من به پهناى درياى محبت تو نيست ، دستم را بگير و

 

مواظب باش دستانم از دستانت جدا نشود.

 

 

 

 

هر فكر و هر نفسم آغشته به توست با هر گام كه بر ميدارم عشقم پر شورتر مي شود، نازنين.

 

Youre in each thought I have and every breath I take my feelings are

 

growing stronger with every move I make.

 

 

 

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند.

 

براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

On Valentine's Day...



I'm sending this


Valentine's Day greeting


across the miles...

 

along with a warm hug


and a smile...

 

in hopes that it will



bring lots of love and warmth

 

your way...

 

and all you wish for



on Valentine's Day!

 

Happy Valentine's Day!

 

 

 

You're still the one

 

I want and the one I need.

You're still the one

I want to wake up with

every morning

and dream with

each night.

You're still the one

that I turn to,

the one that I lean on.

You're still the one

who gives me the strength

I need to face

each new day.

You're still the one

whose hand I want to hold

and whose lips I yearn to kiss.

You're still the one

I'll love forever.

Happy Valentine's

 

Day!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بوسه اسم است...چون عمومي است بوسه فعل است...چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است...چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است...چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است...چون 2 نفر را به هم متصل ميکند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قلب من براي تو همه كسم

 

 

 

 

 

دلم مثله همیشه برات تنگ شده شادی من دیدن خندیدن توست تو بهترینی

 

 

 

 

اگه با من تو
مي‌موندي

همه دنيارو مي‌بردم

لحظه‌هارو با تو بودن
لحظه‌هارو با تو بودن   

نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط citylady |

حتی اگر نباشد..............

حتی اگر نباشی....

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
تابم بی آنچناکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
با یسته ای چنانکه تپیدن برای دل
یا آنچنانکه بال پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی می آفرینمت

چونانکه التهاب بیابان سراب را                
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

    سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني 

  شايد امشب سوزش اين زخم ها راکم کنی

 

آه باران من سراپاي وجودم آتش است

           

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم كني

گريه نكن به خدا تورو دوست دارمت اي خدا كاري بكن

 

تا بفهمه چقدر براش ميميرم

 

ميدوني؟

 

جون مني  عشق مني

 

تو چشام نگاه كن تا بهت بگم تو مال مني

 

تو چشام نگاه كن تا بهت بگم تو عمر مني

 

چقدر مي خوامت

 

دوست دارم

 

اگه میخوای بهش برسی اهای پسر اهای دختر برو دنبالش ...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 ساعت 9:7 قبل از ظهر توسط citylady |

چند روزی است که آسمان دل من ابریست.....

امدی چه زیبا

 

گفتم دوستت دارم چه عاشقانه

 

پذیرفتی چه فریبنده

 

اغوشم برایت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم چه کودکانه

 

همه چیزم شدی چه زود

 

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم

 

چه حقیرانه

 

واژه غريب خداحافظي به ميان آمد چه بي رحمانه

 

و من سوختم چه بچه گانه اما هنوز هم دوستت دارم غريبه

 

براي تو که تنهايي هايم پر از ياد توست .....

               براي تو که قلبم منزلگه عشق توست .....   

          

     

هر شب هر نيمه شب
من منتظرم
تا کسي مرا صدا بزند
کسي مرا صدا نمي زند
اما من منتظرم

صدايم کن

بگذار مثل کودکي شاد
شتابان به سوي تو بدوم
مثل دختر بچه اي خندان
با دامني پر چين
روي ديواري کوتاه
راه روم

و شعر هاي کودکانه بخوانم
و سر انجام
از آن ديوار کوتاه بپرم پايين
و لي لي کنان به سيبي شيرين
دندان بزنم
و به دانه هاي انگور
بوسه بزنم
و چشم هايم را ببندم
و دوباره شعر هاي کودکانه
و بچرخم در باد
صدايم کن


 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 5:31 قبل از ظهر توسط citylady |

نی نی

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 7:13 قبل از ظهر توسط citylady |

هوای عشق

روي تخته سنگي نوشته شده بود:
اگر جواني عاشق شد چه کند؟
 من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند
 براي بار دوم که از آنجا گذر کردم
 زير نوشته ي من کسي نوشته بود:
اگر صبر نداشته باشد چه کند؟
من هم با بي حوصلگي نوشتم:بهتراست بمیرد 
براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.
انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد
اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.

پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟

با اينکه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو

بهش گفتم : به خاطر هيچکس

پرسيد: پس به خاطر چه چيز زنده هستي؟

با اينکه دلم فرياد ميزد به خاطر تو

با يک بغض غمگين گفتم : به خاطر هيچ چيز

ازش پرسيدم : تو به خاطر چي زنده هستي؟

در حاليکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت :

بخاطر کسي که به خاطر هيچ زنده است

قشنگ ترين خاطره مون  لحظه آشنايي بود

روزهاي من به لطف  تو روزگاري طلايي بود

چشمهاي تو  براي من اميد زندگاني بود

صداي تو  مثل نفس تو  اوج بي صدائي بود

رفتن تو از پيش من  آغاز بي  قراري  بود

حضور تو  کنار من  آرامشي  خدائي  بود

يادش بخيرکه اون روزا چه عشقو شوروحالي بود

از عشق تو نصيب من جدائي و تنهايي بود

قبل ازازدواج:

پسر : بله ، بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته
دختر :‌ می خوای من برم ؟
پسر : نه. حتی فکرش روهم نکن
دختر : دوستم داری ؟
پسر : البته !
دختر : تا حالا به من خیانت کردی ؟
پسر : نه ! چرا حتی یک همچین حرفی را می زنی ؟
دختر : منو می بوسی ؟
پسر: بله
دختر: منو کتک می زنی ؟
پسر: امکان نداره ! به قیافه من میاد همچین آدمی باشم
دختر: می تونم بهت اعتماد کنم؟
پسر: بله
 

حالا بعد از ازدواج:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

می توانید همین گفتگو را از پایین به بالا بخوانی

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط citylady |

گریه کن.......

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 ساعت 12:18 بعد از ظهر توسط citylady |

JavaScript Codes JavaScript Codes